بسیجی ها دست یک راهنمای ایرانی خبرگزاری خارجی  را با قمه قطع کردند

 

رادیو فردا: آزاده معاونی از گزارشگران مجله تايم و نويسنده چند کتاب در مورد وقايع اخير ايران از جمله «ماه عسل در تهران» در تحليلی در مجله «فارين پاليسی » کوشيده است زوايای کمتر آشنای حوادث سياسی و اوضاع اجتماعی ايران را برای خوانندگان غربی بازگو کند.  به گفته وی برای درک درست حوادث و رويدادهای مهم ايران ضروری است که به اتفاقات کوچک توجه کرد و از اخباری که ظاهرا غيرمهم به نظر می رسند باخبر بود.

نويسنده تحليل «فارين پاليسی» در آغاز اين گفتار يادآوری می کند که در ماه ژوئيه ۲۰۰۹ در جريان ناآرامی های سياسی تهران، نيروهای شبه نظامی و بسيج با قمه دست

يک راهنمای ايرانی که برای يک خبرگزاری خارجی کار می کرد را قطع کردند. اين موسسه رسانه ای خارجی برای اينکه جواز فعاليت و دفتر کار خود را در تهران از دست ندهد در مورد اين حادثه سکوت کرد.

 

اين يک حادثه دردناک منحصر به فرد نبود. در جريان حوادث پس از انتخابات مورد اختلاف رياست جمهوری و تظاهرات و حرکاتی که به جنبش سبز معروف شد موانع بسيار بزرگی برای فعاليت رونامه نگاران و خبرنگاران ايجاد شد به طوری که اکنون کسب اخبار دقيق و درست از ايران کار تقريبا ناممکنی است.

آزاده معاونی در ادامه مطلب خود نتيجه می گيرد که به خاطر اين شرايط اکنون همه گزارشگران و تحليلگران امور ايران در خارج از اين کشور ممکن است درک درستی از حوادث ايران نداشته باشند.

اگر در آغاز ناآرامی های سياسی سال گذشته اکثر رسانه ها و مطبوعات غربی با حدی از اغراق و بزرگنمايی جنبش سبز را « انقلابی برای تغيير حکومت» توصيف می کردند اکنون آنچه که اکثر رسانه های غربی در مورد ايران می گويند و می نويسند تقريبا مشابه آن چيزی است که حکومت ايران می خواهد يعنی شکست و فروکش نارضايتی اقشار مرفه و غرب زده ساکن شمال شهر تهران.

متاسفانه گزارشگران و تحليلگرانی که به عمق سرکوب حاکم بر ايران توجه نکرده و ادامه نارضايتی اقشار گوناگون را به هر دليلی که هست ناديده می گيرند شرايطی فراهم کرده اند که تحليلگران آمريکايی حوادث و اخبار ناآرامی های سال گذشته را صرفا گزارشگری يک جانبه و جهت دار فرض کرده و بنابراين آنچه را که واقعا در ايران می گذر ناديده بگيرند.

در عين حال محافل و دستگاههای امنيتی در آمريکا و غرب ترجيح می دهند که فقط بر مسئله اتمی ايران تمرکز کرده و به اين خاطر غرب با جهت گيری يک بعدی در مقابل ايران از پيشبرد يک سياست فعال در مواجهه با حکومت اسلامی ايران و نيروهای اپوزيسيون ناتوان است چون تصوير صادقانه و درستی از وضعيت سياسی و اجتماعی ايران در دست ندارد.

آزاده معاونی در ادامه مطلب خود در مجله «فارين پاليسی» يادآوری می کند که در دوران خبرنگاری خود در ايران در سالهای ميانی دهه ۲۰۰۰ به خوبی شاهد رفتار ماموران حکومتی با خبرنگاران بود. در مقاطعی که حکومت احساس آرامش می کرد به شکلی محترمانه و پوشيده به وی يادآوری می شد که اگر در کار خبرنگاری خود از خطوط قرمز عبور کند اجازه کار وی در ايران لغو خواهد شد. اما در لحظات و مقاطعی که حکومت احساس هراس می کرد احترام و ادب ايرانی را به کنار می گذاشت و ماموران حکومتی به اشکال مختلف می کوشيدند کار وی را محدود کرده ، منابع خبری وی را شناسايی کرده و حتی وی را تهديد می کردند که به اتهام « اقدام عليه امنيت ملی» وی را به زندان خواهند انداخت. اين فضای رفتار حکومت با خبرنگاران قبل از ناآرامی های سياسی سال ۲۰۰۹ بود که جمهوری اسلامی را با بزرگترين چالش خود در سی سال گذشته روبرو ساخت.

نويسنده تاکيد می کند که اکنون شرايط بسيار دشوار تر از گذشته است. خبرنگاران خارجی مدام بايد مراقب اين مسئله باشند که اخبار و گزارشات آنها ممکن است به بازداشت و يا حتی اقدامات شديدتر حکومت منجر شود.

کنترل و مسدود شدن سايت های اينترنت به اين معنا است که خبرنگاران به جای جمع آوری خبر بايد روزها و ساعت ها را صرف شکستن فيلترها و برقرار تماس با جهان خارج کنند. خطوط تلفن هميشه تحت کنترل بوده ولی اکنون شدت کنترل و سرکوب در حدی است که هيچ خبرنگاری نمی تواند از طريق تلفن با منابع خبری خود تماس بگيرد. شرايط به حدی دشوار است که حتی برخی از خبرنگاران خارجی که اجازه کار در تهران را دارند تصميم گرفته اند در شهرهای خارجی نزديک به ايران مثل دوبی و يا بيروت مستقر شوند.

 

با توجه به خودسانسوری حاکم برکار خبرنگاران در ايران نه تنها به دست آوردن اخبار و تحليل های دقيق از وضعيت نيروهای مخالف، نارضايتی و اختلافات در ميان جناحهای حکومتی و روحانيون و سياست های مشخص حکومت برای مقابله با تحريم ها و امثال آن ناممکن شده است بلکه حتی به دست آوردن يک تصوير درست و کامل از فضای افکار عمومی و ذهنيت و مسائل مردم کار دشواری است. بسياری از خبرنگاران خارجی يا به مسائل واقعی مردم دسترسی ندارند و يا در اکثر موارد حتی اگر از آن باخبر شوند در هراس از لغو اجازه کار خود به اين موضوعات نمی پردازند.

آزاده معاونی تاکيد می کند که گزارشگری از داخل ايران تنها راه پوشش اخبار مهم نيست کما اينکه بسياری از حوادث پنهان و ناگفته مربوط به خشونت های حکومتی در سال گذشته توسط روزنامه نگارانی که در خارج مستقر هستند کشف و علنی شد و از جمله حوادث بازداشتگاه کهريزک. اما روزنامه نگاری و پوشش اخبار ايران در برونمرز کاستی ها و گاه خطرات ويژه خود را دارد.

به عنوان مثال در بحبوحه حوادث سال گذشته برخی تحليلگران سراسيمه و با ارزيابی های اغراق آميز مبارزات مردم ايران را « انقلاب توتيری» توصيف کردند اما آنهاييکه بيشتر به تفسير حکومتی از حوادث تمايل داشتند بسياری از ظرفيت ها و مختصات اپوزيسيون را ناديده گرفتند. حتی برخی تا آنچا دچار اشتباه ارزيابی شدند که حوادث سال گذشته را سرآغاز يک جنگ داخلی توصيف کردند.

 

نويسنده سپس اين سئوال را مطرح می کند که چه چيزی را می توان باور کرد؟ احتمالا دقيق ترين پوشش خبری حوادث ايران هنوز هم اخبار رسانه های مستقل فارسی زبان است که با وجود برخی گرايشات سياسی و ايدئولوژيک هنوز هم از رسانه های غربی غيرجانبدارانه تر و در پوشش اخبار و تحليل های خود واقع گراتر هستند. برخی از آنها مثل بی بی سی ، راديو فردا و صدای آمريکا و يا وب سايت روز در خارج از ايران مستقر اند. و آنهاييکه در داخل ايران فعال هستند و به جناح های مخالف نزديک به حکومت و يا اقليت مجلس وابسته اند سعی می کنند با رعايت بسياری ملاحظات و وسواس ها اخباری متفاوت از تبليغات حکومتی را منعکس کنند.

البته بايد اشاره کرد که در اکثر رسانه های ايرانی خارج از کشور بخش زيادی از مصاحبه ها و تحليل ها از زبان روزنامه نگاران و صاحب نظرانی مطرح می شود که مخالف يا منتقد حکومت هستند و بنابراين شايد در حد کافی به کاستی ها و ضعف های جنبش مخالف دولت پرداخته نمی شود. ولی با اين حال شايد همين رسانه ها هستند که با انعکاس اخبار مهمی مثل فعالت «مادران سوگوار» که خانواده قربانيان و زندانيان حوادث سال گذشته هستند و يا انعکاس انتقاد های شديد چهره هايی مثل محمد رضا شجريان از سياست های حکومت عدم مشروعيت حکومت ايران از نگاه مردم آن کشور را منعکس می کنند.

آزاده معاونی در بخش پايانی تحليل خود در مجله « فارين پاليسی» می نويسد که اين نکته قابل درک است که مخاطبان غربی علاقه چندانی به جزييات تحولات در ايران نشان ندهند . اما بی خبری و يا بی توجهی به اين حوادث و اخبار تصوير مخابره شده از ايران را مخدوش می کند و بنابراين به خوبی نشان نمی دهد که تا چه حد روح اپوزيسيون و مخالفت با حکومت هنوز هم در ايران حاکم است.

حکومت ايران به خوبی از ابعاد نارضايتی و احتمال تبديل شدن اين خشم به تظاهرات و جنگ و گريز در خيابانها اطلاع دارد. يک سال پس از حوادث بی سابقه تهران که طی آن مردم حتی به پايگاههای خوفناک بسيج حمله کردند عدم درک درست و يا بی توجهی خبرنگاران غربی به فضای واقعی ايران واقعا جای تاسف دارد به خصوص در حالتی که حتی خود حکومت به وضوح از توان دشمنان خود باخبر است.